رجائی علی…!
لَرجاء…
نه از سر عادت.
از سر یقین.
«فلم أخش هول نكير ومنكر…»
کسی که به نام علی(ع) تکیه داده،
از هول سؤال نمیترسد.
نه از تاریکی.
نه از تنهایی قبر.
ترس، جای دیگریست.
«رجائي علي وخوفي الذنوب…»
اینجا، ترس مقدس میشود.
نه ترس از خدا،
بلکه ترس از خویشتن.
از لغزش.
از گناه.
علی(ع) پناه است،
اما بیحساب نیست.
امید میدهد،
اما مسئولیت میخواهد.
و اینجاست
که علی(ع)
از یک نام
به یک میزان تبدیل میشود.
«وشأن علي أجل وأكبر…»
علی(ع) بزرگ است
نه چون دست میگیرد،
بلکه چون راه نشان میدهد.
نه چون شفاعت میکند،
بلکه چون عدالت را شرط نجات میداند.
در فرهنگ ما،
در این سرزمین،
و بهویژه در خوزستان،
علی(ع) فقط محبوب نیست؛
مرجع است.
ملاک است.
خطکش وجدان جمعی است.
لایههای مختلف جامعه ولایتمدار
او را اینگونه میشناسند:
با امید،
اما با ترس از خطا.
با عشق،
اما با حساب.
همین است که
میلاد مولود کعبه
یک جشن ساده نیست.
یادآوری یک تعادل است:
میان امید و مسئولیت.
میان توسل و تقوا.
آیتالله سید عدنان الغریفی
در چند سطر
تمام این راه را گفته است:
امید به علی(ع)،
ترس از گناه،
و بزرگیِ مقامی
که عدالت را
شرط رستگاری میداند.
و شاید ایمان همین باشد؛
نه بیخوف،
نه بیرجاء.
رجاء به علی(ع)…
و خوف از آنکه
علیوار زندگی نکنیم…!
عارف دورقی/ ایفانیوز
1404/10/12