وداع، اگر با مردان خدا باشد، پایان نیست؛ آغاز است.
امروز، مصلای امام خمینی تهران، دیگر یک مکان نیست؛ تجلیگاه ایمان است. قبله اشکهایی است که از جنس دلدادگیاند و میعادگاه دلهایی که برای ادای دین، از هر کوی و برزن، خود را به این قرار عاشقانه رساندهاند.
زمین، بوی آسمان گرفته است. پرچمها آرامآرام در سوگ میرقصند و نسیم، مرثیه غربت مردی را زمزمه میکند که قامتش، تکیهگاه عزت بود و نامش، ترجمان غیرت، مقاومت و اقتدار. امروز، میلیونها دل، در یک سینه میتپد؛ تا آخرین سلام را بدرقه راه کسی کند که خون خویش را وقف سربلندی امت کرد.
چه شکوهی دارد این اجتماع؛ شکوهی که از هیاهو زاده نشده، از ایمان روییده است. این سیل خروشان مردم، نه برای بدرقه یک پیکر، که برای تجدید عهد با یک مکتب آمدهاند؛ مکتبی که در آن، شهادت پایان زندگی نیست، آغاز جاودانگی است.
اینجا اشک، زبان عشق است و بغض، روایت وفاداری. این چشمهای بارانی، از ناتوانی نمیگریند؛ از عظمت مردی اشک میریزند که رفت تا پرچم عزت بر دوش این ملت بماند. اینجا هر قطره اشک، امضای پیمانی دوباره است؛ پیمانی با راهی که از خون شهیدان گذشته و تا افقهای روشن آینده امتداد یافته است.
امروز، مصلی، قامت استوار ایران است؛ ایرانی که هر بار داغدار میشود، ریشهدارتر قد میکشد؛ هر بار شهیدی را بر دوش میگیرد، هزاران پرچمدار برای ادامه راه برمیخیزند. راز ماندگاری این سرزمین، همین است؛ شهیدان میروند، اما روحشان در رگهای این ملت جاری میماند و راهشان در گامهای نسلها ادامه مییابد.
سلام بر امام شهید امت؛ سلام بر مردی که با خون خویش، درس عزت را معنا کرد و راه مقاومت را روشنتر از همیشه به یادگار گذاشت. و درود بر مردمی که امروز، با حضوری پرشور و باشکوه، نشان دادند وفاداری به شهیدان، نه یک احساس زودگذر، که حقیقتی ریشهدار در جان این ملت است.
آری... این وداع، پایان نبود.
آغاز دوباره راهی بود که با خون نوشته شده است؛ راهی که تا پرچم حق بر فراز این سرزمین در اهتزاز است، ادامه خواهد داشت. شهیدان میروند، اما راه میماند؛ و ملتی که راه شهیدان را گم نکند، هرگز در گردنههای تاریخ شکست نخواهد خورد.../
✍️عارف دورقی/ ایفانیوز
