قصهی سکوت…!
خاک و دود همه جا را پر کرده بود.
صدای انفجار گوشها را میخراشید.
آوار روی زمین میلغزید.
او، نوجوان شانزده ساله، از میان خرابهها میدوید.
دستش روی شانه دوستش.
دست دیگرش برای کسی که زیر خشت مانده بود.
چهرهاش خسته بود، اما نگاهش مصمم.
هر نفس کوتاه. هر قلب پر از شجاعت.
هیچ فریادی. هیچ چراغ دوربین.
فقط دستانی که زندگی میبخشیدند.
فقط قلبهایی که بیصدا میتپیدند.
فقط امیدی که در دل تاریکی شعلهور بود.
این همان بسیج واقعی است.
جان بر کف. شجاع. مردمی.
طبق رهنمود امام خمینی (ره)، ستون استواری در برابر دشمن.
طبق رهنمود رهبر، پای کار، همیشه حاضر.
هشت سال دفاع مقدس.
جبهههای حق علیه باطل.
تن به آتش و گلوله سپردند.
تا میهن بماند.
مقابله با تروریستها.
خط مقدم دفاع از حریم اهل بیت.
ایستادگی در جنگ ۱۲ روزه.
بیادعا. بیصدا. اثرگذار.
هر حرکت کوچکشان، جانها را نجات میدهد.
امنیت میسازد.
قصهای از ایمان و شجاعت و مقاومت بیصدا میسازد.
بسیج یعنی دستان پر از ایمان.
قلبهای بیباک.
انسانهایی که در لحظههای خطر، پای کار میایستند.
هفته بسیج یادآور همان دلهای بیادعاست.
دلهایی که امنیت، ایمان و امید را در دستان خود دارند.
و راه امام و رهبری را با عمل زنده نگه میدارند…!
عارف دورقی/ ایفانیوز
1404/8/30