هنوز آفتاب خوزستان به میانه آسمان نرسیده است که جادهها بیدار میشوند؛ جادههایی که هر سال در روزهای منتهی به اربعین، رنگ دیگری به خود میگیرند. اتوبوسها میآیند، خودروها میگذرند و زائرانی که کولههایشان سبک اما دلهایشان سرشار از شوق است، قدم در مسیر کربلا میگذارند.
در شلمچه و چذابه، قصهای قدیمی دوباره آغاز میشود؛ قصه مردمانی که خدمت را نه وظیفه، که افتخار میدانند. پیرمردی که از سپیدهدم سماور موکبش را روشن کرده است، مادری که با دستان خود نان میپزد، جوانی که بیوقفه بطریهای آب را میان زائران تقسیم میکند و کودکی که با لبخندی صمیمی، به زائری خسته خوشامد میگوید؛ همه و همه، بازیگران یک روایت بزرگاند؛ روایت عشق به حسین(ع).
اینجا خوزستان است؛ سرزمینی که در روزهای اربعین، مرزهای جغرافیا را پشت سر میگذارد و به قلب تپنده این حماسه جهانی تبدیل میشود. عرب و لر و بختیاری و فارس، دوشادوش یکدیگر ایستادهاند؛ نه برای دیده شدن، بلکه برای آنکه زائران اباعبدالله(ع) لحظهای احساس غربت نکنند.
شب که از راه میرسد، چراغ موکبها همچنان روشن است. صدای دعا، عطر چای تازهدم و نوای «لبیک یا حسین» در هم میآمیزد و جاده را به امتدادی از کربلا تبدیل میکند. انگار خوزستان در این روزها فقط یک استان نیست؛ قلبی است که برای اربعین میتپد و با هر قدم زائران، تندتر و عاشقانهتر میشود.
و فردا، وقتی آخرین زائر از مرز عبور کند و جادهها آرام بگیرند، چیزی در این سرزمین باقی خواهد ماند؛ افتخار میزبانی از عاشقان حسین(ع) و خاطره مردمانی که جادههای عشق را با مهربانی خود روشن کردند.
آری؛ خوزستان فقط میزبان اربعین نیست، خوزستان قلب اربعین است...!
عارف دورقی/ ایفانیوز
