او بیصدا رفت، اما سنگین
▪️او از آنها نبود
که رفتنشان را
با صدا
با هیاهو
با اعلام
معنا کنند.
آمده بود
برای ماندنِ معنا.
سالها
در گرمای خوزستان
در سکوت حجره
در سنگینی مسئولیت
ایستاده بود.
نه برای دیدهشدن.
برای درستماندن.
فقاهت را
نه بر زبان
که در رفتار
جاری میکرد.
پدرِ شهید بود.
و این را
هرگز
سرمایه نکرد.
داغ را
در دل نگه داشت.
و صبر را
در چهره.
اهل تندی نبود.
اهل قضاوت زود هم نه.
بیشتر
میشنید.
کمتر
میگفت.
و همین
آدمها را
آرام میکرد.
فرزندش،
سیدمحسن،
آیینه همان خُلق بود؛
بیادعا،
متواضع،
کمحرف
و آبرومند.
انگار
اخلاق
در این خانه
به ارث میرسید.
حالا
او رفته است.
نه با صدا.
نه با شلوغی.
اما
جایش
سنگین است.
خوزستان
این را خوب میفهمد.
حوزهها
این سکوت را
میشناسند.
بعضی رفتنها
کمصداست
اما
دیر
فراموش میشود.
او
از همانها بود.
بیصدا رفت.
اما
سنگین.
انا لله و انا الیه راجعون…
عارف دورقی/ ایفانیوز
1404/10/7