سینما رکس؛ خاکستری که به شمشیر بدل شد
مرداد ۱۳۵۷.
آبادان، شب داغی را نفس میکشید.
خیابانها پر از زندگی بود.
خانوادهها، خندان و بیخبر، وارد سالن شدند.
چراغها خاموش شد.
صدای فیلم آغاز شد.
اما در گوشهای تاریک، نقشهای شوم نفس میکشید.
بنزین بر زمین ریخت.
قفلها بسته شد.
شعلهها جان گرفتند.
تماشاگران اسیر شدند.
مادر، فرزندش را در آغوش فشرد.
جوان، مشت بر در کوبید.
صدای فریاد، در دود گم شد.
چهارصد انسان، چهارصد شمع خاموش شدند.
اما این خاموشی، سیاهی نیاورد.
جرقهای شد در جان ملتی زخمی.
سینما رکس، نماد جنایت پهلوی شد.
نماد آتشی که نه تنها جسمها،
که ریشههای اعتماد را هم سوزاند.
و از دل همین خاکستر، طوفانی برخاست.
طوفانی که کاخ شاه را لرزاند.
فریاد ملت، شعله را به خیابانها کشاند.
و آن شب، آتش، به پرچم خشم بدل شد.
خون رکس، شمشیر ملت شد؛ شمشیری که سلطنت پهلوی را درهم شکست.
✍️ عارف دورقی
1404/5/28