کاروان اشک، به آخرین منزل رسید؛ اما داغ تو، تازه آغاز شد.
از صحنهای نورانی نجف تا بینالحرمین کربلا، از گنبد طلایی حضرت معصومه(س) تا بارگاه ملکوتی امام رضا(ع)، و از دریای خروشان تهران تا کوچههای دورافتاده این سرزمین، تاریخ، روزهایی را به تماشا نشست که قرنها از یاد نخواهد برد.
عراق، گویی دوباره عاشورا را نفس میکشید؛ نجف، قامت در سوگ خم کرده بود و کربلا، با تمام زائرانش، بر سینه میزد؛ چنان غوغایی برپا شد که انگار فرات نیز تاب تماشای آن را نداشت. آنسوتر، تهران، قم و مشهد، در موج بیپایان عاشقان، به دریایی از اشک، حماسه و بیعت بدل شدند؛ میلیونها دل، یکصدا، آخرین سلام را بدرقه کردند، اما هیچکس باور نداشت که این، آخرین سلام باشد.
آری... پیکر به خاک سپرده شد؛ اما مردان خدا را خاک در خود دفن نمیکند. آنان در رگهای امت جاری میشوند، در پرچمها به اهتزاز درمیآیند، در دعاهای شبانه، در اشک مادران شهید و در مشتهای گرهکرده آزادگان جهان، دوباره قد میکشند.
امروز، مزارش آرام گرفت؛ اما دلهای ما هرگز آرام نخواهند گرفت. این وداع، پایان یک زندگی نبود؛ آغاز افسانهای بود که از خون شهیدان نوشته میشود و تا سپیده ظهور، در حافظه تاریخ خواهد ماند.
سلام بر رهبر شهیدی که رفت تا ملتی را برای همیشه بیدارتر از همیشه بر جای بگذارد....
عارف دورقی/ایفانیوز
